مستند تینیجر
دیشب خواب دیدم تو پاساژ با یه تینیجر همصحبت شدیم
بعد واسه ادامه حرفامون رفتیم تو یه مسجد ، حالا هرجا میرفتیم شلوغ بود یا سروصدا جوری بود که نمیشد مفصل حرف بزنیم
مستند زندگیش 😐🤣
دیشب خواب دیدم تو پاساژ با یه تینیجر همصحبت شدیم
بعد واسه ادامه حرفامون رفتیم تو یه مسجد ، حالا هرجا میرفتیم شلوغ بود یا سروصدا جوری بود که نمیشد مفصل حرف بزنیم
مستند زندگیش 😐🤣
این چیزی نیست که باید ازش بترسم
اصلا چرا میترسم؟
فکرشو که میکنم ترسناک ترین چیز این دنیا ، اینه که هیچ کاری انجام ندی
واسه آ پ انجامش دادی و دیدی چقد قشنگ شد؟
کلا هرکاری تاحالا تو عمرت کردی حتی اونایی که بعدا فهمیدی اشتباه بوده
میبینی چقد خاطرات جذاب و هیجان انگیز ازش مونده ؟
فی ما بین یه تناقض عجیب گیر کردم
چی درسته ؟ چی اشتباه؟
منم دارم تلاش میکنم واسه نتیجه ای که میخوام و مد نظرمه
ولی حقیقتا این چیزایی که دیدم و کسب و کارهایی که امشب باهاشون سر و کله زدم خیلی منو به فکر فرو برده
طرف چندسالی بهترین خودشو گذاشته و تلاش کرده و تا آخر عمر خودش و زندگیشو بیمه کرده
فکرشو بکن طرف تو یک ماه اندازه یکسال کامل سه کارمند دولت درآمدشه
چقدر دختربچه ش شیرین زبون بود :)) راستش به آیندش حسودیم شد
کلا محیط و آدمای اون کافه واسه یه حس و حال عجیبی داشت ک همیشه جز آرزوهام بوده و هست
چرا من حاظر نشدم همچین ریسکی کنم؟
هر چی بگم فقط بهونهس
خودمو که نمیتونم گول بزنم
پس چته ممد؟ چرا دوباره شروع نمیکنی؟
خودت بهتر میدونی باید چکار کنی (روش بابای سینا ولی به سبک خودم)
بین یه دو راهی خیلی بزرگ تو زندگیم گیر افتادم
نشونه هارو دنبال کنم یا برم دنبال اهداف و علاقههام؟
خیلی نیاز داشتم الان با پدرم مشورت کنم ولی دورم ازش
زندگی یه انتخابه
با این شرایط امروز یا باید تغییر کنی یا عادت...
یادته ۳ سال پیش میخواستی یه کاری رو شروع کنی ولی ترسیدی؟
یادته با خودت گفتی باید ۳ سال جون بکنم و تلاش کنم و این زمان زیادیه؟
یادته فکر کردی آدمی نیستی که ۳ سال بخاطر خودت تلاش کنی؟
الان ۳ سال گذشت. یه چشم به همزدن بود. فقط کافی بود اون روز به خودت اعتماد کنی و ذهنت رو درگیر این که چقدر باید زمان بذاری نکنی
الانم همینه . یا با انرژی شروع کن ، یا دوباره ۳ سال دیگه حسرت بخور