Sniper

the gorge 405

سال جدید رو میخوام یه زبان جدید ( عربی ) در حد مکالمات روزمره و ارتباط با مخاطب عرب زبان رو یاد بگیرم

ماجراهای سال اول معلمی

همین سال اول واسم پر از هیچان و اتفاقات قشنگ و گاها ناراحت کننده ولی شیرینه

اینکه همین اول هر سه پایه » ابتدایی ، متوسطه اول و متوسطه دوم کلاس دارم

ابتدایی آموزش اسکرچ واسه پایه پنجم و ششم

متوسطه اول » درس شیرین و جذاب کاروفناوری و یک کلاس هشتم ریاضی (واسه دست گرمی و اینکه سررشته تدریس از دستم نره عالیه )

متوسطه دوم » با تمام عجایب کار و مجرد بودنم 😅 بهم پیشنهاد پایه دوازدهم کامپیوتر دخترا رو دادن 😐 ، از یه طرف چون مدرسه دخترونه بود و پر از حاشیه دلم نمیخواست برم ، از طرف دیگه درسش خوراک خودم بود و بشدت مورد علاقه و در راستای تخصصم که خب خداروشکر قبول کردم و چند ماهی رفتم سرکلاسشون که به جرات میتونم بگم همچنین کلاسی رو باید دوباره تو خوابم ببینم

درسته معلم اصلیشون از اواخر دی از مرخصی نی نی کوچولوش برگشت و کلاس رو بهش تحویل دادم ولی تجربه به شدت عالی و موندگاری شد

خصووووصاااا با این حرکت آخری دخترای کلاسم که واسه دوباره برگشتنم به سرکلاس از اعتراض و پیگیری بگیر تا نامه اعتراضی به مدیریت و...

(عکس نامه که فکر میکنم با دست خط المیرا و عکسی که مبینا گرفته باشه) تک تکشون تا ابد تو خاطراتم موندگار شدن

به خواهرم میگم خدایی سال اول خدمتت باشه و اینهمه لطف و محبت بچه ها به طرق مختلف ، اونوقت آدم عاشق معلمی و تدریس نشه؟

درسته کلاسمو ازم گرفتن ولی منم بیکار ننشستم و دوباره با لطفی که استاد سابقم نسبت بهم دارن و شناختی که مجموعه آموزش پرورش بهم داشتن

رابط شهرستانی پژوهشسرای دانش آموزی تو محور های کدنویسی ، رباتیک و هوش مصنوعی شدم

امیدوارم ان شاءالله بتونم

خدایا هزاران هزار مرتبه شکرت ♥️

نام ها و عکس اصلی (ادامه مطلب)

ادامه نوشته

مذاکرات بستنی

یه روز باید دوباره بیام و مفصل اتفاقات این مدت رو بنویسم (شاید امشب)

با این وضعیت بلاتکلیفی و جوی که تو جامعه حاکم شده

‏احساس میکنم گیر بستنی فروشای استانبول افتادیم😑

راه سفید

وقتی دقیقا با شروع خدا هم مسیر رو واست هموار میکنه و دقیقااا همون چیزی که نیازته رو در اختیارت میذاره رو چی میشه اسمشو گذاشت؟

خیلی ذوق زده و خوشحال شدم 😍😍

خدایااا شکرررت :))))

Farmer

تکرار - تکرار - تکرار

تله - بامزه - وسوسه انگیز

سامانیه 2

منم دارم تلاش میکنم واسه نتیجه ای که میخوام و مد نظرمه
ولی حقیقتا این چیزایی که دیدم و کسب و کارهایی که امشب باهاشون سر و کله زدم خیلی منو به فکر فرو برده
طرف چندسالی بهترین خودشو گذاشته و تلاش کرده و تا آخر عمر خودش و زندگی‌شو بیمه کرده

فکرشو بکن طرف تو یک ماه اندازه یکسال کامل سه کارمند دولت درآمدشه

چقدر دختربچه ش شیرین زبون بود :)) راستش به آیندش حسودیم شد

کلا محیط و آدمای اون کافه واسه یه حس و حال عجیبی داشت ک همیشه جز آرزوهام بوده و هست


چرا من حاظر نشدم همچین ریسکی کنم؟
هر چی بگم فقط بهونه‌س
خودمو که نمیتونم گول بزنم
پس چته ممد؟ چرا دوباره شروع نمیکنی؟
خودت بهتر میدونی باید چکار کنی (روش بابای سینا ولی به سبک خودم)


(مرا ببوس برای آخرین بار)

Thirteen October

از فردا روزهای عجیبی آغاز میشه

خودتونو آماده کنید ...

دُر ناب

یعنی محااال ممکنه ک من چیزی رو بخوام و روش تمرکز کنم و اون خواسته در لحظه اتفاق نیوفته

دفعه پیش هم دقیقاً تو همین مکان با همین وضعیت بودم که داشتم به م ر ( همخدمتیم که کتاب خفنمو چند صفحه شو پاره کرده بود) فکر میکردم و غصه میخوردم بخاطر اتفاقی ک افتاده خداشاهده به دقیقه نکشید ک زنگ زد واسم سفارش کار داشت ، حتی به خودشم این ماجرا رو گفتم

الان هم واسه کارای ویزا دیروز به ساغر پیام داده بودم ، دیدم آنلاین نشده ، حقیقتاَ نگرانش شدم و داشتم فکر میکردم ک ینی چیشده ، خدایی نکرده واسش اتفاقی نیوفتاده باشه ک الان خودش زنگ زد :))))

یا خواسته ام امروز صبح تو مسیر ، یا همین کار حسابداری ک الان مدتیه باهاش سرگرم کار و کسب تجربیات جدید و خفنم

و ..... هزاران چیز دیگه ک اگر بخوام همشو هرباراتفاق بیوفته بیام بنویسم ک همش باید از این چیزا بگم خخخ ، ولی خب قبلا هم گهگاهی ازش گفتم

خدااایااا شکرررت ❤️

ذهنیت ثروتمند 1

چند ماه پیش یه کلیپ معرفی کتاب تو اینستا دیدم که مطالبش خیلی شبیه افکار من (قوانین جهان هستی) بود ، واسه همین تصمیم گرفتم بخونمش

عمده مطالب اين كتاب صرف توضيح و تشريح فكر كردن به روش خاص و عمل كردن به روش خاص هستش و میگه تو این جهان هر چیزی مثل قوانین جبر و ریاضی و فیزیک و.... قوانین خاص خودشو داره ، وقتی شما این قوانین رو درست و به جا استفاده کنی در نهایت منجر به آفرینش اون خواسته در زندگی شما میشه

‍ ‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌ ‌ ‌‌‌‌

و این دقیقا همون چیزیه که تمام افکار و باورهای من رو با جزئیات بیشتر توضیح داده بود

ادامه نوشته

ذهنیت روشن

راجب کتاب ( نیمه تاریک وجود ) به درک جدیدی از اون شخصیت سایه رسیدم

چیزی که تمام باورهای قبلی منو یجورایی زیرسوال برده و الان که دارم دوباره اون حرفایی ک نوشتم رو میخونم میبینم چقدر برداشتم از اون چیزایی که نوشتم متفاوته و با دید بازتر و باریک بین تری میتونم به اصل موضوع پی ببرم(البته یه افکاری جسته گریخته ای ازش داشتم)

امشب که تو مسیر داشتم مشکلاتی که درگیرشم رو مرور میکردم به این موضوع رسیدم که کارما اون چیزی که ما فکر میکنیم نیست

حقیقت ماجرا اینه ک ...

ادامه نوشته